تبلیغات
مداد خیالباف - عارف بزرگ

عارف بزرگ

تعداد زیادی از مردم با دهان روزه در میدان اصلی شهر تجمع کرده بودند.ناگهان از راه رسید.همه ی مردم خوشحال بودند که عارف بزرگ آن زمان به شهرشان آمده است.پیرمردی 75 ساله با صورتی چروکیده، با موها و ریشی سفید بود.پیرمرد بقچه ی کوچکی داشت.بقچه اش را باز کرد و تکه نان خشکی را از داخلش بیرون آورد و جلوی همه خورد.با این کار پیرمرد، مردم گفتند: این دیگر چه عارفی است که در ماه رمضان روزه خواری می کند و با این کار عارف مردم متفرق شدند.

در پایان داستان باید به این نکته اشاره کرد که عارف بزرگ (بایزید بسطامی) حاضر شد 60 روز را به ازای آن یک روز، روزه بگیرد و تکبر را زیر پای خود له کند.






موضوع: روایات،
[ پنجشنبه 18 مهر 1392 ] [ 11:24 ق.ظ ] [ حسین جمالی ] [ نظر شما() ]