تبلیغات
مداد خیالباف - دوستان علی کوچولو

دوستان علی کوچولو

زنگ کلاس خورد.بچه های کلاس اول دبستان هم به سمت کلاس دویدند.درحال شیطنت بودند که خانم معلم وارد شد.در جلسه ی قبل تفریق یا منها تدریس شده بود و قرار بود در این جلسه از بچه ها سؤال شود.خانم معلم اولین نفر علی را صدا زد.
خانم معلم: علی اگر من 5 عدد سیب به تو بدهم و بعد تو 2 تا از اون سیب هارو به دوستات بدی، اون وقت چند تا سیب داری؟
علی: خانم اجازه 5 تا
خانم معلم از پاسخ علی تعجب کرد چون او یکی از شاگرد های زرنگ کلاس بود.دوباره همان سؤال رو پرسید و همان پاسخ را شنید.با خود گفت شاید علی سیب دوست نداره.برای همین سؤالش رو به این شکل تغییر داد: ببین علی جان اگر من به تو 5 تا موز بدم و شما یکی رو به محمد باقر و یکی رو به صادق بدی چند تا موز برات باقی می مونه؟
با انگشتان کوچکش شروع به محاسبه کرد و پس از مکثی گفت: خانم اجازه 3 تا
معلم خوشحال شده بود از جواب علی چون توانسته بود پاسخ صحیح رو از او بگیره و...
و معلم دوباره سؤال اول را از علی پرسید و علی بدون مکث پاسخ داد: خانم اجازه 5 تا
معلم داشت از تعجب شاخ در می آورد.و این بار دلیل را از خود علی خواست که به چه دلیل پاسخ 5 می شود.
علی این گونه پاسخ داد: خانم شما در سؤال دوم از من خواستید تا دو تا از موز ها رو به محمد باقر و صادق بدم که برام 3 تا باقی می مونه ولی در سؤال اول خواستید من دو تا از سیب ها رو به دو تا از دوستام بدم درصورتی که من دوستی ندارم...


هیچ وقت در مورد دیگران زود قضاوت نکنیم.








موضوع: داستان های من،
[ یکشنبه 4 اسفند 1392 ] [ 10:15 ب.ظ ] [ حسین جمالی ] [ نظر شما() ]